تبليغاتX
كيان و كيارش غنچه‌هاي باغ بهشت زندگيمون
دوقلوهاي دوست‌داشتني مامان بيتا و بابا ناصر


كيان و كيارش غنچه‌هاي باغ بهشت زندگيمون









نوبتی هم باشه نوبت شرح ماجرای تولد و عکساشه ....

سه شنبه و چهارشنبه رو مرخصی گرفتم که بتونم بهتر به کارام برسم و همونطور که تو وبلاگ خودم گفتم تمام خانواده مادریمو دعوت کرده بودم که خوشبختانه خواهر ناصر و همسرش هم اومدن و کلی خوشحالم کردن (بماند که روز قبلش کلی تلفنی باهام حرف زد و گفت اصلاً محل حرفای مامانم نزار و اون فلانه و بهمانه ....)

همه چی بخوبی برگزار شد ولی باورتون میشه هنوز خستگیم در نرفته از بس که من وسواسیم تو مهمونی دادن پدر خودمو و ناصر و بچه ها رو درمیارم ......

اینم مشروح عکسای تولد که خاله نوشین زحمت کشیده و انداخته، یکی دوجا هم دائی رضا اومده کمک من که پسرای تهییج شده از دیدن کادوهای تولد رو بهتر کنترل کنه ...

کیک تولد هم سفارش خود پسراس، اسپایدر من ....

میدونم که همتون بعد از دیدن عکسا خواهید گفت که کیان چقدر لاغر شده، واقعاً هم همینطوره و ما هرکاری که از دستمون برمیاد میکنیم که جبران بشه ولی ظاهراً تاثیری نداشته با وجودیکه تقریبا مثل کیارش غذا میخوره ولی ماشالله انقدر جنب و جوشش زیاده که گوشتی به تنش نمونده

تعجب نکنین چرا همه جا کیارش لبخند ژوکوند زده، مادرجونش بهش گفت چون اکثر دندونات افتاده تو عکسا لبخند بزن فقط تا خوشگل بیفتی، کیارش هم حرف گوش کن، خودتون قضاوت کنین:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 دو دست لباس خوشگل کادوی خاله نوشین و عمو محمود و هستی عزیزم

بازی بیلیارد و یک بازی فکری دیگه کادوی دائی بزرگم 

دوتا تیبل میت کادوی مادرجون و دائی امیر

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388 ساعت 12:35  توسط مامان بيتا  |