تبليغاتX
كيان و كيارش غنچه‌هاي باغ بهشت زندگيمون
دوقلوهاي دوست‌داشتني مامان بيتا و بابا ناصر


كيان و كيارش غنچه‌هاي باغ بهشت زندگيمون









سلام سلام چه مامان بيتاي تنبلي، اصلاً معلومه كجائي ماماني انقدر نيومدي بنويسي كه خودمون دلمون براي اينجا تنگ شده و اومديم از حال و احوال خودمون به دوستامون خبر بديم، دهههههههههه ............

اول يه گلايه بكنيم از بابا ناصر كه اين روزا خيلي سرش شلوغه و همش مأموريته، فكر نكنه حسابشو نداريما، تا امروز شده ده روز مأموريت تو دي ماه، باباجون آخه فكر نميكني اينجوري به ما و ماماني خيلي سخت ميگذره، خيلي خوب بگذريم ....

بهتره از نتيجه دكتر كيان بگيم، خوشبختانه دكتر از روند درمان خيلي راضي بود و به بابائي گفته كه تمركزش خيلي خيلي بهتر از قبل شده ميمونه شيطنتاش كه خوب تا حد زيادي طبيعيه، براي همين ميزان دارو رو زياد نكرده و فعلاً داداشي با همون 4 تا ريتالين در روز سَر ميكنه ....

تا يادمون نرفته عكس آقا سام پسر خاله ماندانا رو بزاريم اينجا تا دوستامون ببينن و كيف كنن ....

 

 

 

ديگه ديگه خبر خاصي نيست روزها همونطوري به بازيگوشي و شيطنت ما ميگذره، خاله پريسا مربي داداش كيارش خيلي خيلي ازش راضيه و به ماماني گفته قراره عمو پستچي براش جايزه بياره .....

خودمونيما دقت كردين از وقتي كه ما بزرگ شديم و شيرين زبونيامون كمتر شده ماماني كمتر مياد اينجا، يه خورده دعواش كنين ...

ماماني انقدر دلش براي گذشته‌ها تنگ شده كه بازم رفته سراغ عكساي قديمي ما:

 

 

پارك پرديسان، به همراه خاله نوشين‌اينا

 

 

 

اينجا همون وقتيه كه ماماني سَر منو خراب زده بودا، يادتونه كه؟؟

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387 ساعت 10:35  توسط مامان بيتا  |