تبليغاتX
كيان و كيارش غنچه‌هاي باغ بهشت زندگيمون
دوقلوهاي دوست‌داشتني مامان بيتا و بابا ناصر


كيان و كيارش غنچه‌هاي باغ بهشت زندگيمون









از خاله مرضيه عزيز مربي دوست داشتني مهد خاطره خيلي ممنونم كه با وجود اينكه ديگه مهد نمياد ولي پسراي منو فراموش نكرده و به ا ين جا سر ميزنه و جوياي حالشونه، مرسي خانومي، اميدوارم هرجا كه هستي شاد و موفق باشي ......

مامان الهام جون پرسيده بودن كه شنيدن بعد از تزريق واكسن آنفولانزا تب شديد عارض آدم ميشه، ولله تو اين دو باري كه من براي خودم و پسرا تزريق كردم، خدا رو شكر اين مسئله برامون پيش نيومد، فقط ميدونم موقع تزريق اين واكسن بايد سالم باشي و حتي ذره‌اي هم سرماخوردگي نداشته باشي، من امروز ميخوام واكسن كيان رو هم بزنم چون ديگه جوش‌هاي آبله مرغونش خوب خوب شده .....

خوب ديدين من شانس ندارم، كيان از ديروز دوباره برگشت مهد چلچله، بقول يكي از دوستان چه جوري، اينجوري:

چهارشنبه كه رفتم پسرا رو از مهد بيارم خاله زهرا گفت فرداش تلفن بزنم كارم داره، سريع فهميدم چي ميخواد بگه، صبح 5شنبه از ساعت هفت و نيم تو جام غلت ميزدم و خوابم نميبرد تا اينكه يك ربع به نه با خاله زهرا تماس گرفتم، اولين جمله‌اي كه بهم گفت اين بود:

خانم .... شرمنده، ما نميتونيم پذيراي كيان باشيم، به همين راحتي، خوب خودم هم اينو ميدونستم ولي بيجهت خودمو اميدوار كرده بودم كه كيان بتونه همينجا پيش دبستانيشو ادامه بده، زهي خيال باطل ....

به گفته خاله زهرا كيان نسبت به پارسال كه از اين مهد رفته خيلي بدتر شده و حالت‌هاي تهاجمي و پرخاشگريه بيشتري پيدا كرده، ضمن اينكه خيلي جيغ ميكشه، صندلي به طرف بچه‌هاي بزرگتر پرت ميكنه، تف ميكنه و خلاصه خيلي كاراي ديگه كه از حوصله همتون خارجه، تازه شب قبلش تلويزيون اعلام كرده كه وزارت بهداشت مصرف ريتالين رو ممنوع كرده دقيق نفهميدم چرا، حالا اين كلك خودشونه كه ميخوان ريتالين ايراني رو به فروش برسونن يا چيز ديگه، الله و اعلم ....

بنظر من شما فقط اين يكسال رو تا مدرسه كيان فرصت دارين كه روش كار كنين وگرنه بايد قيد مدرسه رفتنشو بزنين يا همش در حال تعويض مدرسه باشين، بهتره براش مربي خصوصي بگيرين تا بتونه بيشتر باهاش كار كنه و براش خيلي وقت گذاشته بشه، كيان الان تو يك كلاس 5 نفره‌س ولي همون 4 نفر ديگه براش محركاي خوبي هستن كه ميتونن براحتي همه تمركز و چيزاي ديگه‌شو بهم بزنن، ضمن اينكه حس مالكيت شديدي داره و همه چي بايد مال اون باشه، اگه بخوايم ازش بگيريم جيغ ميزنه و با مشت چنان كوبيده به سينه مربيش كه طرف از حال رفته و .... و ...... و ..........

ديگه همتون ميدونين من چه حاليم، مخصوصاً با اون اتفاقي كه واسه داداشي و خانومش افتاد حسابي دلخور و دمغم، برام دعا كنين بتونم يكي رو پيدا كنم كه كاردرمان يا بازي درمان خوبي باشه و بتونه بره مهد كيان براي آموزش خصوصيش، بيشتر از اين چكاري از دست يه مادر شاغل برمياد ....

خدايا صبرمو زياد كن .......

ديروز كيارش كتاباي پيش دبستاني رو آورد خونه كه براش جلد كنيم و همش به كيان ميگفت به تو كه از اينا ندادن، حالا من چقدر سعي كردم كه اين حرفو به كيان نزنه خدا ميدونه، هر كي هم قيافمو ببينه ميفهمه اين روزا چه حال بدي دارم و از الان دارم به سال بعد فكر ميكنم، خدايا خودت يه معجزه‌اي بكن ....

ناصر با استاد فرادرمانيش صحبت كرده و اون كه خيلي معتقده اينجور بچه‌ها با اين روند درمان خوب ميشن، قرار بود براي كيان يه دفاعي بفرسته تا نتيجه رو بهش بگيم .....

ولي خودمونيم كتاباي پيش دبستاني مثل كلاس اول ما بود، وقتي قراره بچه‌ها يكسال زودتر اين مطالب رو ياد بگيرن فكر ميكنم تو كلاس اول مشكل چنداني نداشته باشن، دوتا كتاب زبان و يه سي دي هم بود كه محتواش خيلي برام جالب بود .....

بايد 5شنبه كه خونه هستم سر فرصت برم مهد كيان و مفصل باهاشون صحبت كنم ببينم چي ميشه، ضمن اينكه 20 مهر وقت دكترشونه كه بايد گزارش كار بدم و ببينم اون پيشنهادش چيه، البته قبول دارم كه دكتر از اول به من گفته بود دارو درماني در كنار رفتار درماني نتيجه خوب ميده و هميشه اين ما بوديم كه سهل انگاري كرديم و سعي ميكنيم جبرانش كنيم ...

دوستاي خوبم اگر كسي از شماها كسي رو سراغ داره كه متخصص اينكار باشه و بتونه مهد بياد بهم معرفي كنين، ممنون ميشم ...

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387 ساعت 10:45  توسط مامان بيتا  |