تبليغاتX
كيان و كيارش غنچه‌هاي باغ بهشت زندگيمون
دوقلوهاي دوست‌داشتني مامان بيتا و بابا ناصر


كيان و كيارش غنچه‌هاي باغ بهشت زندگيمون









عشقاي مامان خودتون ميدونين كه اين روزا ماماني اصلاً حال و حوصله درستي نداره، خودشم نميدونه چرا، شايد يكي از علتاش شيطون بودن بيش از حد شما باشه كه حتي ديگران هم رحم نميكنن و دائم به رخش ميكشن، به همين خاطر روز سه‌شنبه كه مامان زندائي سميرا دعوتمون كرده بود شام بيرون، ماماني به اين مهموني نرفت تا موجب نگراني و ناراحتي ديگران نشه و مجبور نشه جلوي ديگران هي بهتون امر و نهي كنه يا خداي نخواسته دعواتون كنه، بابائي از شنبه شب تا چهارشنبه صبح تبريز بود و ماماني نميتونست به تنهائي از پس شما دوتا فسقلي شيرين زبون بر بياد، نميدونم شايد هم ماماني اين روزا زيادي حساس شده، ولي جالبه كه از اون روز نه خاله نوشين و نه مادرجون هيچ حرفي از اون مهموني به ماماني نزدن حتي مادرجون به ماماني گفت كه اگه نياي بهتره، نميدونم چرا، ولي خيلي دلم گرفته،‌ خيلي، انگار همه از خداشون بود كه ما نريم تا راحت باشن ......

بابائي با سوغاتياي خوب از تبريز اومد و كلي دلتونو شاد كرد مخصوصاً با كارتوناي قشنگي كه براتون آورده، ميخوام اگه فردا پسراي خوبي باشين براي ناهار ببرمتون بيرون و بعد هم پارك و هرجاي ديگه كه دوست داشته باشين، بابائي قراره بازم هفته آينده بره تبريز، مثل اينكه خيلي بهش خوش گذشته و نميدونه ضبط و ربط دوتا پسربچه شيطون و فرستادن و آوردنشون از مهد اونم بدون ماشين خيلي سخته، خيلي ..... يادتونه روز دوشنبه چطوري آژانس محله رو گذاشته بودين رو سرتون جوريكه خانومه دلش سوخت و به ماماني گفت شما ديرتون ميشه برين من با اولين ماشين ميفرستمشون مهد، بازم دمش گرم، بعضي وقتا غريبه‌ها از صدتا فاميل به آدم نزديكترن ...... خدا سايه بابا ناصر رو از سرتون كم نكنه، آمين .....

كيارش عزيزم از ديروز كه چهارشنبه بود موسيقي ارف رو شروع كردي تحت تعليم خانم ونكي يعني مربي هستي عزيزم، اميدوارم تو هم به موسيقي علاقه نشون بدي و بتوني پيشرفت خوبي داشته باشي، يكي از آرزوهاي بزرگ ماماني اينه كه پسراش دستي تو موسيقي داشته باشن چون خودش خيلي به اين مقوله علاقه داره .......

و اما تو كيان عزيزم، روز شنبه نوبت دكترت بود و متأسفانه دكتر خيلي از پيشرفتت راضي نيست، ظاهراً غير از خودت من و بابائي هم بايد يه كلاساي مخصوصي رو بگذرونيم كه بتونيم به حال تو مفيد باشيم، اميدوارم در اسرع وقت بشه اين مشكلت رو حل كرد، هرچند با فرادرماني كه بابائي دنبال ميكنه مطمئنم خوب ميشي ولي يه كم طول ميكشه ..... خودم كه خيلي نتيجه گرفتم اميدوارم به حال تو هم مفيد باشه ......

و باز ماماني و عكساي بچگيه شما:

نميدونم چرا ماماني انقدر عاشق اين عكس سه تائيه شماس

 

اينجا خونه عمو منصوريم و شما لباس خوابتونو پوشيدين و ميخواين بخوابين

 

 

عاشق اين عكستونم، اولين محرم زندگيتون

 

 

عمو محمود داره باهاتون حرف ميزنه كه به دوربين نگاه كنين، چقدر هم كه نگاه ميكنين، عشق خاله هم دستش تو دهنشه

دوتائي از خواب پاشدين و زل زدين به خاله نوشين كه داره ازتون عكس ميگيره

 

 

قربونت برم كيانم كه انقدر تعجب كردي از ديدن خاله

ما تو مسابقه خواب آسموني شركت نكرديم ولي ماماني عاشق اين دوتا عكستونه، كيان مامان كه زبونش بيرون مونده و كيارش عسل كه نشسته خوابش برده اونم با اخم

 

 

 

كيارش گلم كي انقدر عصبانيت كرده

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387 ساعت 17:34  توسط مامان بيتا  |