تبليغاتX
كيان و كيارش غنچه‌هاي باغ بهشت زندگيمون
دوقلوهاي دوست‌داشتني مامان بيتا و بابا ناصر


كيان و كيارش غنچه‌هاي باغ بهشت زندگيمون









سلام سلام مامان بیتای تنبل پیداش شد بالاخره ...

خيلي وقته وبلاگ پسرا رو آپ نكردم شايد دليل اصليش اين باشه كه نمي‌دونم چرا نميشه عكسا رو از موبايل به كامي منتقل كرد و وبلاگ بچه‌ها بي عكس صفا نداره .....

كيان و كيارش هم خيلي خوبن و مشغول شيطنت و بازيگوشي، ضمن اينكه به سركار رفتن مامان بيتا هم شديداً عادت كردن و بخصوص خيلي خوشحالن كه هر روز با مامان و بابا ميرن مهد و با بابا هم برميگردن خونه...

فقط سرويس روزاي پنجشنبه‌شونو حذف نكرديم، چون مامان بيتا پنجشنبه‌ها تعطيله و احتمالاً تا نزديك اومدن پسرا به خونه در خواب ناز ...... (چقدر تحويل)

در مورد اون مشكل كيارش هم خيلي پيشنهادات خصوصي و غير خصوصي برام گذاشته بودين كه جا داره از همينجا بخاطر راهنمائي‌هاي ارزنده‌تون تشكر ويژه كنم، مرسي دوستان خوب كه انقدر به فكر ما بودين ....

در نهايت تصميم بر اين گرفته شد كه با دكتر كيان مشورت كنيم، چون 4 خرداد نوبت بعدي ويزيت، ضمن اينكه جلوي كيارش از ديدن كانال‌هايي كه شو پخش مي‌كنن خودداري مي‌كنيم، هرچند هر وقت اتفاقي هم از روي كانالا رد شديم كيارش دوباره همون جملات رو تكرار كرده كه ما خودمونو به نشنيدن زديم، فكر ميكنم اينجوري خيلي بهتره ......

جديداً چيزاي ديگه‌اي هم ازش شنيدم:

كيارش: ماماني ميدوني همه دخترا عاشق پسران!!

من (درحال اتوكشي با چشاي گرد شده و درحاليكه سعي ميكردم خنده‌مو مهار كنم): چي پسرم، شما اين چيزا رو از كجا ميدوني؟؟

كيارش: ميدونم ديگه خودم ميفهمم دخترا همش از پسرا خوششون مياد ... همشون همينطورن ....

خدائيش جوابي نداشتم بدم، ترجيح دادم سكوت كنم .....

تولد هستي گلم هم بخوبي برگزار شد و شكر خدا پسرا خيلي همكاري كردن و خلاصه خيلي خيلي آروم بودن، فقط كيارش از اول مجلس تا آخر به فكر خوردن ميوه بود ...... فكر كنين وسط رقصيدن من هي ميومد جلومو ميگرفت و ميگفت به بابائي بگو بهم كيوي هم بده، حالا من هي به ناصر اشاره ميكنم كه بهش بده، اونم لج كرده بود و نميداد ....

سر كادو باز كردن كيان خيلي گريه كرد و دلش كادو ميخواست كه دائي رضا غافلگيرشون كرد و توپائي رو كه براشون خريده بود بهشون داد و غائله ختم به خير شد ....

در مورد كيان هم از مهد گزارش خواستم كه خدا رو صد هزار مرتبه شكر متوجه شدم نصفه قرصي رو كه دكتر اضافه كرده بود، تو اون تايم صبح تا 4 بعدازظهر بهش نمي‌دادن چون قابل كنترل بوده، فقط از زماني كه من ميام سركار و مدت زمان موندن كيان تو مهد دو ساعت اضافه شده بعضي روزا مجبورن اون نصفه رو بهش بدن كه البته دكتر يادآوري كرده بود مصرف ريتالين تا 6 عدد در روز هيچ مشكلي جز بيخوابي و كم اشتهائي نداره كه اونم با دارو قابل كنترله ....

از حالا بايد به فكر پيش دبستاني پسرا باشم، فكر ميكنم با اين وضعيت كاري كه خودم دارم مجبورن تو همون مهدشون اين دوره رو بگذرونن .....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 ساعت 7:52  توسط مامان بيتا  |