تبليغاتX
كيان و كيارش غنچه‌هاي باغ بهشت زندگيمون
كيان و كيارش غنچه‌هاي باغ بهشت زندگيمون
مدرسه وب ، ماکرومديا قالب هاي وبلاگ آماده دايرکتوري وبلاگ هاي ايرانيان پرشين وبلاگ
باغ فشم، تولد خونه مادرجون، دكتر كيان، قرار وبلاگي، تولد خونه مامان بزرگ

مرسي از همه دوستانيكه تولدمونو تبريك گفتن، خيلي ممنون از اينكه اومدين و رونق جشن ما رو بيشتر كردين، همتونو دوست داريم يه عالمه.

تشكر خيلي خيلي مخصوص هم از خاله مرضيه و خاله صفورا كه برامون پيغام گذاشته بودن.

 

 

پنجشنبه هفته پيش (4 مرداد)، از طرف شركت بابا ناصر به باغشون تو فشم دعوت شده بوديم كه خيلي خيلي خوش گذشت و حسابي كيف كرديم، كلي هم شنا كرديم و كيارش هم كه ترسش از آب ريخته بود، بدون اينكه بابا متوجه شه، پريد وسط استخر كه بابائي مجبور شد منو ول كنه و بره اونو از توي آب دربياره، بعدش هركاري كرديم ديگه كيارش تو آب نيومد. با اينحال كه برنامه شام هم داشتن ماماني ديگه طاقت نياورد و ساعت 5:30 بعدازظهر راه افتاديم طرف خونه كه از بس شيطوني كرده بوديم تو ماشين اينجوري شديم.

 

 

 

ما پسراي خيلي خوبي هستيم، تا كمربند ايمني رو نبنديم، نه ماماني رضايت ميده، نه بابائي حركت ميكنه

براي همين مجبوريم كمربندو ببنديم، كه بعضي وقتا خيلي بدرد ميخوره، مثل حالا كه جاي بالش عمل ميكنه

 

 

 

اينم عكساي تولدمون خونه مادرجون و پدرجون (مادري)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

يكشنبه هفته پيش (8 مرداد)، رفتيم پيش دكتر كيان، اونروز داروهاشو نداده بودم، دكتر خيلي راضي بود و ميگفت خيلي خيلي بهتر شده ولي هنوز آثار بيش فعالي و كم تمركزي كاملاً‌مشهوده و قرار شد همون كپسولاي قبلي رو بصورت يكي صبح يكي بعدازظهر بهش بديم ولي قرص هالوپريدول رو قطع كرد، بدليل اينكه اين قرص درسته آرامبخشه ولي قدرت شناخت رو پائين مياره.

 

 

چهارشنبه اين هفته يه قرار وبلاگي بود تو پارك ميعاد، بلوار ابوذر، بالاخره ماماني دلش طاقت نياورد و ما رو هم با خودش برد، كه البته بيشتر به خاطر حضور نيكان و آرام جون بود كه از اهواز به تهران اومده بودن، (زهرا جون ديدي ما هم نيكان و مامانشو ديديم)، البته از خاله نيلوفر و عمو مهدي خيلي ممنونيم كه زحمت رفت و برگشتمون افتاد رو دوششون و تا تونستيم اذيتشون كرديم (نيلوفر جونم مرسي خانومي، از آقا مهدي هم خيلي تشكر كن)، ماماني بعضي از دوستا رو قبلاً ديده بود مثل سميه جون مامان ايليا، نازنين جون مامان ارغوان، شيرين جون مامان شميم، راستي خاله بيتا و ايليا هم بودن، پيروزه جون مامان پرنيان بلاچه، فيروزه جون، نسترن جون مامان باران، اما بعضيا رو نديده بود مثل، مامان كيارش وروجك، الهام جون مامان دل‌آرام، مامان ترنم و ........

جاي بقيه دوستا هم خيلي خيلي خيلي خالي بود، ايشالله دفعه بعد .....

 

اين پرنيان خانومه كه هركاري كردم به دوربين نگاه نكرد

 

 

 

ايليا خان خاله بيتا

 

 

 

وروجكاي خودم

 

 

 

 

 

و اما قسمت مهم‌تر ماجرا، تولد جمعه اين هفته تو خونه مامان بزرگ و بابا بزرگ بود، از ساعت 11 صبح كه رسيديم خونشون بابائي استخري رو كه خاله نوشين برامون گرفته بود باد كرد و گذاشت تو ايوون تا آبش گرم شه، ما هم تا تونستيم آب بازي كرديم و كلي خوش بحالمون شد، تازه تو دو سانس، يكي قبل از ناهار،‌ اون يكي وقتي از خواب پاشديم تا ساعت 5 بعدازظهر.

 

 

 

خاله نوشين، عمو محمود و هستي جون مرسي از كادوي خيلي خيلي قشنگتون....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک


تولد چهارسالگيتون مبارك دوقلوهاي عسل

اول يه تشكر مخصوص از همه دوست جونائي كه تو پست قبل بهمون تبريك گفتن،

منجمله خاله حميرا و بقيه دوستان

 

دوستاي خوبمون خيلي خوش اومدين به جشن تولد ما دوقلوها

 

 

 

ما دوتا، كيان و كيارش بهتون خوش‌آمد ميگيم و خيلي خوشحال ميشيم كه باهامون همراه باشين و به خودتون خوش بگذرونين

 

 

 

امروز روزيه كه ما دوتا به اين دنيا پاگذاشتيم، دقيقاً ساعت 8:35 صبح

 

 

 

4 سال ميگذره

 

 

حالا ما ديگه پسراي عاقلي شديم

 

 

 

بفرمائين، خوش اومدين

 

 

واييييييي چه بادكنكاي قشنگ و خوشرنگي اينجا ريخته

 

 

 

اول يه كم با اين ميوه‌ها از خودتون پذيرائي كنين

 

 

 

خوب حالا بريم سراغ كيك

 

 

شمعا رو فوت ميكنيم

 

 

بفرمائين غذا، ميدونيم كه خيلي گرسنه شدين

 

 

 

 

 

 

 

 

 

از اين تزئينات ميز خوشتون اومد

 

 

 

به به چه دسراي خوشمزه‌اي

 

 

 

 

 

 

اينم چن تيكه كيك شكلاتي و پرتغالي

 

 

 

 

مرسي از اينكه همراهيمون كردين

 

 

درضمن از همينجا ميلاد حضرت علي (ع) رو كه مصادف هست با روز پدر به بابا ناصر خودمون و همه باباهاي خوب دنيا تبريك ميگيم.

پدر عزيز روزت مبارك

لینک


 
سمت چپ، كيان
قل اول: 050/3 كيلو گرم
سمت راست، كيارش
قل دوم: 250/3 كيلو گرم
هر دو با 50 سانت قد
متولد دوشنبه 6 مرداد 1382
بيمارستان باهر
دكتر پرويز خيرابي
*****************
هديه‌هايي دوست‌داشتني
از جانب خدا
براي مامان بيتا و بابا ناصر
*****************
كيان يه بچه بيش‌فعاله كه
از مهر 85 دارو مصرف ميكنه
يعني از سه سال و دوماهگي

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آرشیو وبلاگ
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386

پیوندها
ايليا و مامان سميه
ايليا و مامان سميه 1
آرش و مامان آرزو
آنديا و مامان مژگان
اميرمهدي
كيارش و مامان سحر
كيارش وروجك
دل‌آرام و مامان الهام
فاطمه و مامان مرجان
محمدحسين و مامان شهرزاد
پرنيان و مامان پيروزه
جينا و مامان مهرنوش
مهديار و مامان ثمانه
ماهان و مامان مرجان
عسل و غزل و مامان روژين
مهديار و مامان مريم
پگاه و پويا و پايا و مامان گيتي
ارغوان و مامان نازنين
باران و مامان نسترن
بهار و مامان منصوره
بهنيا و مامان نوشين
آرتاجون
پويان و مامان معصومه
كيانا و رايان و مامان نهال
عرشيا و مليكا و مامان اعظم
رادين و مامان مهرك
كاميار و مامان بلفي
ايليا و مامان مريم
ترنم و مامان آرزو
حميدرضا و مامان نيره
يونا و مامان ليلي
پگاه و پارسا و مامان سارا
سارا و مامان ونوشه
محمدمهدي و مامان نگار
كيا
پريسا و مامان پروانه
نيروانا و مامان آيتك
ديبا و پرند
هيراد
بولک و لولک
نويد و مامان شهين
ارشيا و مامان هاله
By Blogard
آوا و مامان شاپرك
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
فروشگاه اینترنتی
:: طراح قالب::

پیوندهای روزانه
وبلاگ قبليمون
دل نوشته‌هاي مامان بيتا
هستي عشق خاله
آرشیو پیوندهای روزانه

  RSS  
پرشین وبلاگ

لینک خود را اضافه کنید منو لینک کن